<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
<channel>
<title>اشتراک گذاری لینک تیفا</title>
<atom:link href="https://share.tifaa.com/index.php?page=rss" rel="self" type="application/rss+xml" />
<link>https://share.tifaa.com/</link>
<description>Stories tagged کارآفرینی</description>
<language>en-us</language>
<pubDate>Sun, 26 Jul 2026 13:13:26 +0000</pubDate>
<item>
<title>رویکرد دانشگاه مبتنی بر کارآفرینی و استفاده از فناوری های نوین است – اخبار دانشگاهی</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=3099</link>
<description><![CDATA[ <p class="summary" style="padding: 0px; margin-bottom: 25px; list-style: none; border: 0px; outline: none; line-height: 26px; color: rgb(44, 47, 52); font-family: IRANSans; font-size: 15px;">به گزارش<a href="http://irdaneshgah.ir/" style="padding: 0px; margin: 0px; list-style: none; border: 0px; outline: none; color: rgb(46, 50, 60); transition: all 0.15s ease 0s;">&amp;nbsp;اخبار دانشگاهی</a>&amp;nbsp;،رئیس دانشگاه سیستان و بلوچستان گفت: امروز مسئولیت اجتماعی دانشگاه مبتنی بر رویکرد کارآفرینی و استفاده از فناوری های نوین در همه رشته های دانشگاهی است.</p><div><br /></div><div class="item-text" style="padding: 0px; margin: 0px; list-style: none; border: 0px; outline: none; color: rgb(44, 47, 52); font-family: IRANSans; font-size: 15px;"></div> ]]></description>
<pubDate>Sun, 23 Dec 2018 14:34:13 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=3099</guid>
</item>
<item>
<title>آموزش کارآفرینی واحد تولید آرد گندم - فایل بیزینس</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=562</link>
<description><![CDATA[ بخش اول: كليات – مقدمه اي در مورد معرفي واحد توليدي  – خط مشي و اهداف كيفيتي واحد توليدي  – اصطلاحات و تعريفات  بخش دوم: سازمان واحد توليدي – سازماندهي واحد توليدي و بخشهاي آن و نمودار سازماني واحد توليدي  – سازماندهي امور كيفيت واحد توليدي و نمودار سازماني بخش كيفيت  – شرح وظايف، مسئوليتها و اختيارات مسئولان و كاركنان دخيل و مؤثر بر كيفيت بويژه مسئول و كاركنان بخش كيفيت ]]></description>
<pubDate>Sun, 18 Jun 2017 10:28:24 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=562</guid>
</item>
<item>
<title>5 ویژگی کارآفرینان موفق| مدیر.بیز</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=259</link>
<description><![CDATA[ البته که یک تعریف کتابی یکتا برای آنچه که یک کارآفرین را موفق می سازد وجود ندارد و هر انسان موفقی یک تعریف از راه های منجر به موفقیت دارد. اما با اینحال می توان به چند رفتار و ویژگی مشترک بین کارآفرینان موفق اشاره کرد. به شما پیشنهاد می کنیم با داشتن این ویژگی ها و رفتارها تاحدی به یک فرد کسب و کاری موفق تر تبدیل شوید. چون اینها به شما کمک می کنند که بر چیزی که مهم تر است متمرکز بمانید و در زمان های سختی، شما را یاری می کنند که به جلو بروید. همچنین باعث می شوند که شما با خود و کسانی که باید رهبری کنید، ارتباط برقرار کنید و نهایتا در طول این سفر استارتاپی تا رسیدن به موفقیت، تعادل را حفظ کنید.<br /><br />آنها همه چیز را ساده می گیرند<br />آنها این کار را نه تنها در کار بلکه درتمامی جنبه های زندگی شان انجام می دهند، از سبک تغذیه ای شان بگیرید تا سبک ورزشی و تا آنچه که می پوشند. برای مثال مارک زاکربرگ و یا استیوجابز را می توان نام برد. همه ما در تلاشیم تا تمامی کارهای لیست شده در سررسیدمان را انجام دهیم، اما بدانید که اگر دور خود را شلوغ کنید و به سراغ کارهای پیچیده بروید، حتما زمان کم خواهید آورد. شما باید هرلحظه از زمانتان را ذخیره کنید. در مورد کسب و کار تنها موضوع زمان نیست، بلکه استراتژی شما هم مهم است. برنامه های شما باید قابل فهم باشند، تمامی ملاک ها و مقیاس هایتان استاندارد و قابل اندازه گیری باشند، و از همه مهم تر یک مفهوم ساده بسیار قابل خرید تر از یک مفهوم پیچیده است، آن هم به وسیله دانشگاه ها، مشتریان و هرگونه خریدار احتمالی. پس سعی کنید که ایده خود را ساده سازی کنید تا راحت تر اجرایی شود.<br />در حقیقت در این دنیای دیجیتال و روبه رشد، بدون یک سیستم ساده که به ما کمک کند تا کار خود را در این دنیای مدرن توسعه دهیم، تصمیم گیری برای اولویت بندی کارهای مهم سخت خواهد شد. زمانی که در شلوغی کارمان و بحران غوطه ور هستیم، بسیار سخت است که ذهنمان را آزاد نگه داریم. در نهایت باید بگوییم که سادگی، فاکتور مهمی برای کنترل کارها است.<br /><br />آنها سرسخت هستند<br />سرسخت بودن برای یک کارآفرین موفق، یک امر عادی است، چرا که می داند بدون پشتکار و پایداری به جایی نخواهد رسید. در بحران های موجود در یک کسب و کار که باعث عقب نشینی بسیاری از افراد، در همان ابتدای شروع کار می شود، این دسته کارآفرینان همچنان به پایداری خود برای حل مشکل ادامه می دهند. حتما زمان و انرژی زیادی را صرف این کار می کنند، اما سرشار از غرور هستند و نمی خواهند کسی برایشان دل بسوزاند. آنها می دانند که هیچ چیز ارزشمندی به سادگی بدست نخواهد آمد و تمامی این چالش ها و سختی ها، یادآور موفقیتی هستند که تنها کسانی به آن می رسند که عقب نشینی نکنند.<br />کارآفرینی بدون شکست معنی ندارد، بدون شکست در ارائه یک محصول و یا انجام یک سخنرانی و یا از دست دادن مشتری. تمامی این شکست ها، وسیله ای است برای نشان دادن و سنجش سرسختی یک کارآفرین برای رسیدن به اهدافش. تمامی این سرسختی ها در زمان بحران، پیش نیاز موفقیت است.<br /><br />آنها صبور هستند<br />صبر به نوعی تقوا و لازمه کسب وکار است. در جاده طول و دراز موفقیت کارآفرینان باید سطوح مختلف بسیاری را از صبر از خود نشان بدهند و بتوانند احساسات ذاتی خود از قبیل ترس از شکست، تردید در مورد آنچه که اتفاق خواهد افتاد، کنترل کنند. کسب و کارهای بیشماری شکست خوردند، تنها به دلیل کم صبری، چرا که اصرار بر رشد سریع همه چیز داشتند، اینکه زود وارد بازار شوند و یا به دلیل همین کم صبری خیلی زود قید همه چیز را زدند. نمی توان گفت که صبر برای یک کارآفرین به آسانی بدست می آید. این یک نبرد درونی ثابت است.<br />بسیاری از کارآفرینان صبور هستند و در عین حال هم با سرعت خوبی به جلو می روند و آنها می دانند که بدون صبر از لحاظ روحی بسیار سخت خواهد بود، چرا که با وجود خواستن یک چیز، چیزهای غیر قابل کنترلی بر سر راه مان قرار دارد و مجبور کردن زمان برای به جلو رفتن، هیچ فایده ای نخواهد داشت، پس فقط صبر است که درست جواب می دهد.<br /><br />آنها به طور طبیعی یکدل هستند<br />ای کاش تمامی مردم این ویژگی را نه تنها در کارشان بلکه در تمامی جنبه های زندگی خود داشتند. یکدلی، توانایی این که شما خود را در موقعیت شخص دیگری قرار دهید و آن موقعیت را درک کنید و یا حداقل تلاش کنید که احساسات وعواطفش را درک کنید، بسیار در نحوه ارتباط شما با دیگران مهم است. تمامی کارآفرینان در قلب شبکه ای از افرادی قرار می گیرند که نیاز دارند، فهمیده بشوند: کارکنان، شریکان کسب و کاری، مربیان، سرمایه گذاران و البته مشتریان. با نشان دادن همدردی، کارآفرینان بهتر می توانند با علایق و سلایق این دست افراد همراه باشند و نه تنها آنها را درک کنند بلکه به تک تک هرکدام نشان دهند که تمامی علایق و احساسات آنها را می فهمند و دنبال می کنند.<br />تنها در خلال این مراحل ارتباطی است که ما می توانیم به طور ذاتی بفهمیم چگونه و چرا یک کارمند و یا همکار یا مشتری به تصمیمی که ما می گیریم، واکنش نشان می دهند. آنوقت است که ممکن است درست ترین کار را انجام دهیم، و این واکنش به ما کمک می کند که به بهترین شکل ممکن ایده خود را در همکاری با آنها عملی کنیم. این را بدانید که یکدلی یکی از اجزاء اصلی رهبریت است و یکی از فاکتورهای مهم فرایند تصمیم گیری هوشمندانه است. همچنین همدردی تنها کافی نیست و ترکیب آن با یکدلی به شما کمک خواهد کرد تا کسب و کار خود را در راه درست پیش ببرید.<br /><br />آنها ترس را مدیریت می کنند<br />تحقیقات نشان داده اند که ما تنها با دو واقعیت ترس ذاتی زائیده شده ایم: ترس از افتادن ، ترس از صدای بلند. اما ما در طول زندگی لیست بلند بالایی از انواع ترس ها را برای خود به وجود می آوریم. مثلا ترس از شکست در کارآفرینان. به گفته جیمز کامرون، شکست یک گزینه است ولی ترس نه. یعنی اینکه شکست در کسب و کار وجود دارد، این ما هستیم که نباید بترسیم.<br />ترس برای یک کارآفرین مثل یک زندان است. ترس یک کارآفرین را به سمت تصمیم گیری های بیش از حد امن سوق می دهد و مانع جاه طلبی و الهام گیری می شود. بیشتر کارآفرینان می دانند که با بحران هایی در کار خود روبه رو هستند اما آنهایی که موفق اند می دانند که نباید از این بحران ها بترسند. آنها شکست را به عنوان بخشی از سفر کارآفرینی خود می پذیرند. اما شما باید به کاری که می کنید، ایمان داشته باشید، اینکه تیم خود را چگونه بچینید و یا کیفیت دانش بازاریابی خود را چگونه می سنجید. البته شما نباید به این فکر کنید که دنیا آن چیزی را که شما به بازار عرضه می کنید، حتما می خواهد. شما با اعتقاد به توانایی های خود می توانید ترس خود را کاهش دهید. این مثل این می باشد که یک ارتش کوچک به جنگ یک ارتش بزرگتر و مجهزتر می رود. پس تنها از این بترسید که از دست دادن جایگاه شغلی تان و موقعیتتان به دلیل ترس های بی مورد بسیار ترسناک تر خواهد بود.<br /><br />منبع: http://www.entrepreneur.com<br /><br /> ]]></description>
<pubDate>Mon, 06 Jun 2016 19:13:41 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=259</guid>
</item>
<item>
<title>چرا کارآفرینان همیشه بیش از حد انتظار به زمان احتیاج دارند؟| مدیر.بیز</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=256</link>
<description><![CDATA[ وقتی تصمیم می‌گیرید یک کارآفرین باشید، معمولا تصویر واضحی از نحوه‌ی انجام کارها در ذهن خود دارید. ممکن است تصور کنید پشت میز خود نشسته‌اید، گهگاه تصمیماتی می‌گیرید، و با اطمینان خاطر از اینکه تیمتان ثبات کسب و کار را حفظ می‌کند به تعطیلات می‌روید.<br />گاهی هم ممکن است تصور کنید که به سختی در حال کار کردن هستید و تا زمان تکمیل محصول یا پروژه‌ِ‌ی خود به ندرت وقت استراحت پیدا می‌کنید.<br />در هر صورت ممکن است مواردی وجود داشته باشد که آنها را مدنظر قرار نداده‌اید و من شخصا تضمین می‌کنم که دیدگاه شما در مورد کارآفرینی دقیقا محقق نخواهد شد. یکی از محاسبات غلطی که در رابطه با کارآفرینی خیلی رایج است این است که معمولا زمان موردنیاز برای اجرای واقعی یک کسب و کار، دست کم گرفته شده و کم تخمین زده می‌شود. اصلا مهم نیست که شما نقش‌ها و مسئولیت‌های خود را تا چه حد دقیق در نظر می‌گیرید. شما هم مثل هر کارآفرین دیگری همیشه این محاسبه‌ی غلط را خواهید داشت. ولی به نظرتان واقعا چرا این اتفاق می‌افتد؟<br /><br />قانون هافستادر:<br />قانون هافستادر می‌گوید: "حتی با در نظر گرفتن قانون هافستادر، کارآفرینی همیشه بیشتر از آنچه که انتظار دارید زمان می‌برد". این ضرب‌المثل احمقانه است، اما کمی حقیقت عینی در این قانون نهفته است.<br />انسان‌ها (کارآفرینان، سایر افراد حرفه‌ای، یا کارگران) به طور کلی در تخمین زمان مهارت ندارند. قانون هافستادر ابتدا در رابطه با کامپیوترهایی که با آنها شطرنج بازی می‌کردند مطرح شد تا محاسبه کند که برای توسعه‌ی برنامه‌ای که بتواند در بازی شطرنج قوی‌تر از انسان باشد چقدر زمان نیاز است. ولی زمان‌هایی که تخمین زده می‌شدند همیشه نادرست بودند.<br />کارآفرینی هم همیشه پیچیده‌تر از آن‌ چیزی است که فکرش را می‌کنید.<br /><br />تعصب در خوش‌بینی:<br />تعصب در خوش‌بینی، یک اصل روان‌شناختی و یک تعصب شناختی ذاتی است که تقریبا تا حدی در همه‌ی افراد وجود دارد و اساس زمانی رخ می‌دهد که افراد خاصی فکر می‌کنند نسبت به افراد مشابه در موقعیت‌های مشابه، نتایج مثبتی به دست خواهند آورد.<br />مثلا خیلی از افراد بر این باورند که خیلی کم احتمال دارد دچار سرطان شوند. این امر مخصوص کارآفرینان نیست، بلکه به این خاطر این مثال را زدیم که دست کم گرفتن مقدار زمان موردنیاز برای انجام یک کار را نشان دهیم.<br />کارآفرینان خاص به طور کلی بر این باورند که نسبت به سایر کارآفرینان در موقعیت‌های مشابه، کمتر تحت‌فشار کارها قرار دارند.<br />" کارآفرینی" به خودی خود یک نقش نیست. اگر از این برچسب برای خود استفاده می‌کنید مطمئن باشید که نسبت به دیگران می‌توانید ایده‌های بیشتری خلق کنید یا تصمیمات بیشتری بگیرید، ولی در واقع کارآفرینی ترکیب نقش‌های مختلف زیاد در یک نقش است. شما نمی‌توانید به یک‌باره در همه چیز تخصص داشته باشید، پسعدم تخصص شما در حوزه‌های خاص باعث می‌شود نتوانید زمان موردنیاز برای تکمیل کار آن حوزه‌ها را به درستی تخمین بزنید.<br /><br />کشش اجتناب‌ناپذیر به چندوظیفه‌ای:<br />در حال حاضر همه‌ی ما باید بدانیم که چندوظیفه‌ای، یک استراتژی بی‌فایده است و ضررش بیشتر از منفعتش است. با این حال برخی کارآفرینان خاص باز هم از این استراتژی چندوظیفه‌ای استفاده می‌کنند و همیشه یک انتخاب ندارند.کارآفرینان، تصمیم‌گیرندگانی هستند که با هر بخشی از کسب و کار خود در ارتباطند و در نتیجه کاملا طبیعی است که هر کارگر، فروشنده، سرمایه‌گذار یا هر کس دیگر برای کسب اطلاعات به کارآفرین مراجعه کند. این بدین معنی است که کارآفرینان به هر سو کشیده شده و به طور کلی غیرقابل‌پیش‌بینی هستند.<br /><br />وسوسه در کارهای اداری:<br />کارآفرینان تمایل دارند وجود کارهای اداری از قبیل ورود داده‌ها، پیگیری مکالمات و امضای اسناد را به فراموشی بسپارند. برخی از این کارها را دستیاران یا سایر افراد سازمان هم می‌توانند انجام دهند، ولی همه‌ی کارآفرینان به این منابع یعنی دستیار و غیره دسترسی ندارند.<br />در نتیجه، بسیاری از کارآفرینان فقط زمان موردنیاز برای انجام یک کار اصلی را تخمین می‌زنند و زمانی که برای مسئولیت‌های مدیریتی جانبی لازم است را نادیده می‌گیرند که در نهایت باعث می‌شود زمان کلی را ناقص برآورد نمایند.<br />شما هرگز خودتان را معطل تخمین زمان نخواهید کرد، چون به عنوان یک کارآفرین هرگز شغل خود را خسته‌کننده، راکد، یا قابل‌پیش‌بینی نمی‌دانید، و همین‌ها خودش جای شکر دارد. پس به خاطر عدم‌توانایی خود در تخمین صحیح زمان کارتان، شکرگزار باشید.<br />--منبع : مدیراینفو<br /><br /> ]]></description>
<pubDate>Mon, 06 Jun 2016 19:05:57 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=256</guid>
</item>
<item>
<title>تفاوت میان کارآفرینی و اشتغال زایی چیست؟ | اصفهان پلاس</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=248</link>
<description><![CDATA[ توجه تعداد زیادی از کشورهای جهان به موضوع کارآفرینی در چند دهه ی اخیر موجب شده است تا موج جدیدی از سیاست های کارآفرینانه در اکثر کشورها ایجاد شود. کشورهایی که در سال های اخیر توانسته اند به پیشرفت های چشمگیری در زمینه های مختلف اقتصادی و تجاری نایل شوند، همواره بیشترین عاملی که تاثیر چشمگیری بر موفقیت آن ها داشته است را مواردی مانند: توسعه فرهنگ کارآفرینی، انجام حمایت‌های لازم از کارآفرینان، ارائه آموزشهای مورد نیاز به آنان و انجام تحقیقات و پژوهشهای لازم در این زمینه می دانند.<br /><br />امروزه همچنین، مسئله ی اشتغال برای جوانان، خانواده ها و در نهایت برای دولت ها به یکی از دغدغه های اصلی تبدیل شده است که به سادگی نحوه ی زندگی آن ها را تحت تاثیر قرار داده است. حال باید دید که به طور کلی ایجاد اشتغال به عهده ی دولت است و یا بخش خصوصی؟ تصور حاکم در میان مردم این است که این موضوع از وظایف دولت است، ولی در واقع اینطور به نظر می رسد که اگرچه دولت ها موظف به توسعه ی زیرساخت ها و بسترسازی مناسب و باثبات در اقتصاد و دنیای کسب و کار هستند، وظیفه ی اصلی را باید به عهده ی بخش خصوصی دانست. البته طی یک دهه گذشته موضوع کارآفرینی در محیط کسب و کار رواج بسیاری یافته که اغلب افراد آن را با اشتغال زایی اشتباه می گیرند. در این مقاله قصد داریم تا به تفاوت های میان این دومفهوم پرداخته و هریک از این دو مفهوم را جداگانه مورد بررسی قرار دهیم.<br /><br /><br />واژه ی کارآفرینی از قرنها پیش و قبل از آنکه به زبان امروزی مطرح شود، در زبان فرانسه متداول گردید. این واژه معادل کلمه فرانسوی Enterprendre به معنای « متعهد شدن» (معادل under Take در زبان انگلیسی) می‌باشد که در سال ۱۸۴۸ توسط جان استوارت میل به کارآفرینی (Enterpreneur) در زبان انگلیسی ترجمه شد.<br /><br />بطور کلی کارآفرینی، فرآیند توسعه ی کسب و کاری است که با یک ایده ی نوپا و از صفر شروع به عمل می کند و این ایده را به مرحله ی اجرایی می رساند تا به یک کسب و کار سودده تبدیل شود. این روند همواره توام با پذیرش ریسک هایی در زمینه های مختلف است و در نهایت به معرفی یک محصول و یا نوعی خدمت جدید به جامعه منتهی می شود. تعریف این مفهوم بسیار ساده است ولی در عین حال، پیاده سازی آن به همان اندازه می تواند مشکل باشد.<br /><br />یک کارآفرین کسی است که برای هر ایده ای که به دستش می رسد، چه به یک محصول منجر شود و یا نوعی خدمات، با داشتن مجموعه ای از مهارت ها تمام سعی خود را در جهت به نتیجه رساندن آن ایده انجام دهد و حاضر به پذیرش هرگونه ریسکی در این راه نیز باشد. علاوه بر این قرار بر این نیست که فقط محصول تولید شده به بازار تحویل داده شود، بلکه باید به محصول و یا خدماتی تبدیل شود که مردم خواستار آن هستند و یا به آن نیازمندند. از جمله مهارت های لازم برای یک کارآفرین می توان به موارد زیر اشاره کرد: قابلیت برنامه ریزی، مهارت های ارتباطی، مهارت های بازاریابی، مهارت های مدیریت عمومی و مهارت های رهبری.<br /><br /><br />اما واژه ی اشتغال زایی در واقع این تصور را برای ما به وجود می آورد که یک شغل برای پاسخ به نیازهای بازار ایجاد می شود. واژه ی اشتغال زایی کاربرد زیادی در گفتمان های سیاسی دارد. برای مثال زمانی که یک کاندید انتخاباتی از برنامه های آینده ی خود درمورد شرایط خاص مالیاتی، برنامه های یارانه ای و یا چارچوب های قانونی جدیدی برای ایجاد شغل سخن می گوید. واژه ی اشتغال زایی در مفهوم عملی، زمانی به کار می رود که یک صنعت خاص در صورت لزوم به استخدام کارگران و کارمندان بیشتری روی می آورد تا بتواند تقاضای بازار برای محصولات یا خدمات ویژه ای را برطرف نماید.<br /><br />به نوشته ی سایت Jobcreation.us، اشتغال زایی چهار روش مرسوم دارد که آن ها را از روش ساده به سخت طبقه بندی می کنیم:<br /><br />&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; اشتغال زایی که با حمایت و سرمایه گذاری دولت ایجاد می شود: دولت با سرمایه گذاری در پروژه هایی که می توانند باعث شکل گیری خدمات جدیدی شوند، موجب اشتغال زایی شود. این پروژه ها می تواند شامل قراردادهایی باشد که در زمینه های زیرساختی، نظامی، مهندسی و حتی حقوق و … با بخش خصوصی بسته می شوند. همچنین دولت می تواند از برنامه های در حال اجرای بخش خصوصی حمایت کرده و نتیجه بخشی آن ها را تسهیل سازد. این روش، ساده ترین روش اشتغال زایی است. چرا که با یک منبع بی نهایت پول و اعتبارات مالی یعنی دولت، طرف هستیم. این موضوع می تواند روند اشتغال زایی را سرعت زیادی ببخشد.<br />&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; اشتغال زایی تحت تاثیر قانون و سیاست های مالی: این روش، همان مسئله ای است که در بالا به آن اشاره شد. فرض کنید که تغییر سیاست های مالی در برنامه های یک کاندید انتخاباتی باشد. اگر این کاندید به قدرت برسد، سیاست های او جایگزین قوانین فرد قبلی شده و این موضوع به وضوح، تفاوت های زیادی را در اقتصاد و صنعت آن جامعه منجر می شود. حتی یک تغییر کوچک در قوانین سیاست های مالی، مشوق های مالیاتی و مقررات مربوطه می تواند بر مسئله ی اشتغال تاثیر بسزایی داشته باشد. البته باید این نکته را در نظر داشت که تغییرات بسیار زیاد می تواند اقتصاد را مورد آسیب قرار دهد و تغییرات بسیار کم هم می تواند ضربه ی بزرگی به یک اقتصاد وارد کند. پس میانه روی در این موضوع می تواند بهترین گزینه و در عین حال سخت ترین عمل باشد.<br />&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; رویکرد یک سهم بازار برای اشتغال زایی: اگر فردی که شغلی ندارد، با افکار بلندپروازانه اقدام به راه اندازی کسب و کار خود کند، آن هم در بازارها و صنعت هایی که به نظر می رسد ورود به آن ها آسان است، این فرد می تواند موجب اشتغال زایی شود. این موضوع معمولاً زمانی اتفاق می افتد که یک فرد عادی به عنوان یک اشتغال زا وارد تجارت می شود و در صنعتی که چندین سال نسبت به آن آشنایی دارد، به رقابت می پردازد. این کسب و کارهای جدیدی که راه اندازی می شوند براحتی موجب ایجاد شغل می شوند.<br />&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; اشتغال زایی از طریق ایده ها: نوآوری، اختراع و سرمایه گذاری؛ این سه مرحله می تواند پایه گذار یکی دیگر از روش های اشتغال زایی باشد. این روش یعنی خلق یک صنعت جدید، سخت ترین و در عین حال مؤثرترین راه ایجاد یک اشتغال بلندمدت است. همچنین این روش با وجود سختی، بهترین راه برای رشد مداوم اقتصادی است که می خواهد شهروندان خود را از نظر اشتغال زایی، پشتیبانی کند.<br /><br />به طور کلی و با توجه به مطالبی که در بالا به آن پرداختیم در مورد تفاوت شاخص میان دو مفهوم کارآفرینی و اشتغال زایی می توان موارد زیر را ذکر کرد:<br /><br />اول اینکه کارآفرینی، یک شغل جدید ایجاد می کند و در واقع یک ارزش ناب به جامعه اضافه می کند. ولی اشتغالزایی، برای پاسخ به تقاضاهای بازار به جذب نیرو و تکمیل ظرفیت برای شغل های ایجاد شده می پردازد. به عبارت دیگر کارآفرینی، ایجاد درآمد به واسطه ی تغییر دادن عناصر اصلی کسب و کار است، اما اشتغال زایی، توسعه ی کسب و کاری موجود بدون تغییر دادن در مؤلفه ها و عناصر اصلی آن می باشد.<br /><br />دوم اینکه کارآفرینی عمدتاً مربوط به بخش خصوصی است، در حالی که اشتغال زایی وظیفه ای دولتی است، بدین معنی که دولت ها موظف اند که فرآیندها و فعالیت هایی را که منجر به اشتغال زایی بیشتر می شوند را تسهیل کرده و از آن ها حمایت کنند. یکی از این اقدامات به جای ورود مستقیم دولت به اشتغال زایی یا بزرگ تر کردن دولت، حمایت از فعالیت های کارآفرینانه، گسترش فرهنگ کارآفرینی، بالا بردن ارزش کارآفرینی و کارآفرینان در جامعه و تشویق آن ها است.<br /><br />سوم اینکه نتیجه ی کارآفرینی در هر عرصه یا مرحله ای، عرضه ی یک کالای جدید و یا خدمتی متفاوت است. در حالی که اشتغال زایی معمولاً به ندرت با نوآوری همراه است. یعنی فقط در همان روش چهارم که از روش های اشتغال زایی مورد بحث قرار دادیم، باید انتظار نوآوری و ایده های جدید را داشته باشیم که همانطور که گفتیم از سخت ترین روش ها است و بسیار کم مورد استفاده قرار می گیرد.<br /><br /><br />الیزابت امینی، استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی خطاب به Business News Daily:<br />بسیاری از افراد گمان می کنند که فقط با داشتن یک ایده و شروع کار با آن، می توانند یک کارآفرین باشند. در حالیکه این موضوع فقط بخشی از پروسه ی کامل کارآفرینی است.<br /><br />چهارم اینکه هدف اصلی کارآفرینانی که به صورت فردی یا گروهی اقدام به راه اندازی بنگاه های اقتصادی شامل کسب و کارهای کوچک، کارخانه ها و استارتاپ ها می کنند، اشتغال زایی نیست ولی از آن جا که هیچ بنگاهی بدون نیروی انسانی فعالیت نمی کند از دستاوردهای آن ها ایجاد اشتغال است.<br /><br />پنجم اینکه علاوه بر همه ی این ها، کارآفرینی در هر زمانی که صورت بگیرد، منجر به خلق یک منبع ثروت جدید خواهد شد یعنی نوعی ارزش به جامعه اضافه می کند. این کار معمولاً با گردآوری مجموعه ای از منابع انسانی و فیزیکی که هوشیارانه انتخاب شده اند، صورت می گیرد. ولی اشتغال زایی معمولاً از منابع و ثروت های موجود استفاده کرده و به توزیع آن ها کمک می کند و نمی توان بطور قطع گفت که همیشه با بهره وری همراه است.<br />Ajay Bam از مدرسه ی کسب و کار برکلی هاس، در سخنرانی اش در دانشگاه کالیفرنیا تعریف خود را از کارآفرینی اینگونه ارائه داد: کارآفرینی، عرصه ای برای کشف فرصت ها و مدیریت ریسک است تا به ایجاد ارزش، سود و یا رسیدن به یک موقعیت اجتماعی منجر شود. او همچنین معتقد است که کارآفرینی فرصت های حقیقی را شناسایی می کند، منابع مالی، انسانی و فیزیکی را به خوبیگرد آوری می کند و یک تیم از هر نظر عالی را برای اجرای آن، تشکیل می دهد.<br /><br />و ششم اینکه کارآفرینی، درک و بهره گیری از فرصت های حال و یا آینده ی یک بازار است که منافع حاصل از آن می تواند شامل خود فرد کارآفرین و جامعه شود. ولی منافع حاصل از اشتغال زایی ممکن است فقط متوجه جامعه شود و معمولاً منافع سرشاری برای شخص به همراه نخواهد داشت. ]]></description>
<pubDate>Mon, 06 Jun 2016 17:55:08 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=248</guid>
</item>
<item>
<title>کارآفرینی، آری یا نه؟!!!| مدیر.بیز</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=244</link>
<description><![CDATA[ <p>این روزها تب و تاب راه اندازی کسب و کارهای شخصی بد جوری بالا گرفته، هر کسی که در یک ارگان دولتی یا خصوصی مشغول به کاره و به اصطلاح حقوق کارمندی میگیره، وقتی به اواسط برج نزدیک میشه و میبینه نه تنها پس اندازی نداره، بلکه باید تا آخر ماه برای هزینه های روزمره دو دو تا چهار تا بکنه و از تفریحات و خوشی های احتمالی که میتونسته داشته باشه کاملا محرومه، اولین جرقه ای که به ذهنش میرسه اینه که دیگه باید برای خودم کار کنم و به اصطلاح آقای خودم باشم!<br />وضعیت اقتصادی نابسامان؛ تورم، عدم استفاده از نیروهای متخصص در جایگاه های مناسب شغلی، همسو نبودن تلاش های انجام شده در محیط کار با میزان درآمد، اختلاف های طبقاتی سر سام آور، مقایسه های کورکورانه با اطرافیان، عدم علاقه و حس تعلق به کار و خیلی فاکتورهای دیگه که قطعا همین لحظه به ذهن شما هم خطور کرده، میتونن جرقه های ایجاد این افکار در ذهن هر کدوم از ما باشه.<br />اینکه ما بخوایم کسب و کار خودمون رو داشته باشیم اصلا ایده بدی نیست، اما آیا فقط یک ایده خوب لزوما میتونه به موفقیت تبدیل بشه؟ مسلما نه!<br />هیچ تا حالا به این موضوع فکر کردین که چرا اکثر کسب و کارهای شخصی که استارت میخورن در ماه های اولیه با شکست مواجه میشن و باعث ایجاد افسردگی و دلسردی در صاحبان کسب و کار میشن؟<br /><br />داشتن تخصص لازم<br />اولین فاکتوری که باید در نظر داشته باشیم داشتن تخصص لازم برای ایجاد کسب و کاره. این تخصص فقط نباید در زمینه اون کار باشه! تعجب نکنین... شخصی که میخواد مدیریت یک کار رو به عهده بگیره باید در هر زمینه ای تا حد متوسط اطلاعات داشته باشه، مالی و حسابداری، بازاریابی، برندینگ، مشتری مداری و و و... اشتباه نکنین، منظور من این نیست که یک فرد باید به تنهایی در مورد همه این موارد تصمیم گیری کنه! بلکه داشتن تخصص در این موارد میتونه به یک مدیر کمک کنه تا بهترین ها رو جذب بکنه و به کار بگیره و بدونه آیا نظراتی که داده میشه مناسب هست یا نه. پس از همین امروز شروع کنین مطالعات عمومی و تخصصی تون رو بالا ببرین و نه هر روز، بلکه هر ساعت چیزهای جدید آموزش ببینین.<br /><br />داشتن پشتکار و صبر<br />دومین فاکتوری که خیلی از ماها بهش بی توجهیم صبر و استفامته. مسلما یک کسب و کار نوپا تا بخواد شناخته بشه و به درآمدزایی و سود برسه به زمان نیاز داره، باید بدونیم که یک کارآفرین ممکنه مجبور باشه چند سال اول رو فقط از پس اندازش خرج کنه و نباید انتظار داشته باشه حساب بانکیش روز به روز پر بشه. کسی که میخواد کسب و کار راه بندازه باید تحمل بی خوابی کشیدن، تحمل انتقاد و شنیدن ناملایمات، تحمل شنیدن جملات منفی حتی از نزدیکترین اشخاص زندگیش رو داشته باشه. پس اگر فقط به امید کسب درآمد بیشتر میخواین استارت کاری رو بزنین و فکر میکنین که یک شبه راه صد ساله رو طی میکنین باید بهتون هشدار بدم که همینجا دست نگه دارین و متوقف شین.<br /><br />بلوغ فکری<br />سومین فاکتور که ارزش و اهمیتش به میزان دو فاکتور قبلیست، بلوغ فکریه. شروع یک کسب و کار از یک ایده شروع میشه، اما خیلی مهمه که اون ایده پخته باشه و همه جوانب در نظر گرفته بشه، یک پشتوانه فکری محکم پشت اون ایده باشه و همه جوانب کار از ابتدا تا انتها در نظر گرفته شده باشه. وقتی صحبت از بلوغ فکری میشه اصلا منظور سن و سال نیست، هر چند نمیتونیم منکر این قضیه بشیم که با بالا رفتن سن،انسان ها به رشد و بلوغ فکری میرسن، اما خیلی از جوان ها و میان سال هایی هم وجود دارن که بعد بالغ شخصیتی قوی ای دارن و در مقابل افراد مسنی هم هستن که به بلوغ فکری نرسیدن!<br />علاوه بر این سه فاکتوری که در موردشون صحبت کردیم، فاکتورهای دیگه ای هم هستن که تاثیرگذار هستن، مثل داشتن پشتوانه مالی، وجود یک حامی فکری و احساسی قوی، اعتقاد و ایمان قلبی به کاری که انجام میدیم، آینده نگری و تا حدودی بلند پروازی، میل به شهرت و از همه مهمتر تمایل به خدمت به کشور عزیز و سربلندمون ایران...<br />شما چطور فکر میکنین؟ فکر میکنین میتونین کسب و کار خودتون رو استارت بزنین و با همه موانع و مشکلات پیش رو مقابله کنین یا ترجیح میدین در جایگاه فعلی تون بمونین؟<br /><br />سمیرا رضائی فعال حوزه IT و دانش آموخته باشگاه مدیران موفق</p><p><br /></p> ]]></description>
<pubDate>Thu, 02 Jun 2016 20:05:54 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=244</guid>
</item>
<item>
<title>کار آفرین و شنیدن| مدیر.بیز</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=243</link>
<description><![CDATA[ همه به من گفته اند بیشتر از این روی این کسب و کار حساب نکن. نه، این ایده کار نخواهد کرد. نه، من محصولت را نخواهم خرید. نه، من نمی خواهم در شرکت شما سرمایه گذاری کنم&amp;nbsp; .. اگر پای صحبت کار آفرینان بنشینید این جملات را مکرراز زبان آنها می شنوید .<br />ردشدن و "نه" شنیدن بخشی از زندگی همه ماست ، به ویژه زندگی یک کارآفرین، اما این واقعیت شنیدن "نه" را آسان تر نمی کند. حتی پس از ایجاد کسب و کار چند میلیارد تومانی، هنوز هم امکان" نه" شنیدن وجود دارد. هیچ کس دوست ندارد که "نه " بشنود ( به خصوص من )&amp;nbsp; اما&amp;nbsp; "نه " می تواند مهم ترین کلمه ای باشد که&amp;nbsp; یک کارآفرین می تواند بشنود و بگوید.<br /><br />زمانی که "نه " سوخت آتش کارآفرینی شما ست .<br />رد شدن در لحظه ای که اتفاق می افتد دردناک است. کسانی که به شما می گویند آنچه که می خواهید به دست نمی آورید، باعث سرخوردگی شما می شوند .اما چه باید کرد سرخوردگی را که آنالیزه کنید&amp;nbsp; و آن را به هیزمی تبدیل کنید که آتش کسب و کارتان را شعله ور تر سازد.به تمام کسانی که قصد داشتند شما را از ادامه راه منصرف کنند یکی از بزرگترین اشتباهات زندگی شان را نشان دهید.<br />از زبان تاد پدرسن مدیر عامل شرکت Vivint بخوانید : من به سادگی به یک کارآفرین تبدیل شدم ، چرا که روزی کسی به من گفت ، تو هیچگاه فروشنده موفقی نمی شوی و حتی پس از بارها تماس و درخواست برای استخدام من در شرکت به عنوان فروشنده با درخواستم مخالفت کرد. بنا براین من تصمیم به جمع آوری تیم خود گرفتم و در عرض چند ماه&amp;nbsp; 80.000 $ برای شرکت رقیب فروش داشتم و این آغاز راه کار آفرینی من بود .مطالعات نشان داده که "نه " شنیدن در بسیاری از افراد ایجاد انگیزه مضاعف می کند و این از باور آنها سرچشمه می گیرد . باور به این که رویای ما قابل دسترس است و باور به اینکه می توانیم انجامش دهیم و زمانی که با مخالفت دیگران مواجه می شویم این باور درون ما قدرت می گیرد و باعث می شود تمام عزم خود را جزم کنیم و به همه ثابت کنیم که می توانیم . این "نه " ها چوب در آتش کارآفرینی می شود .<br /><br />شنیدن "نه " از طرف مخاطبان تان یک نعمت است<br />زمانی که مخاطبان شما در مورد ایده شما نظر منفی دارند،&amp;nbsp; بهترین موقعیت برای شماست که راه نفوذ به قلب مشتری را پیدا کنید . به این رویکرد به عنوان یک موهبت بنگرید و در جستجوی چیزهایی باشید که در ذهن آنها ایجاد جذابیت می کند.<br />مگر نه اینکه که محصولی را تولید می کنیم&amp;nbsp; که نظر مخاطبان خود را تامین می کنیم ؟ یکی از راهکارهای همخوانی محصول با مسائل مشتریان و بازار، توجه به "نه " گفتن مخاطبان است، پس از کنار بی علاقگی آنها بی اعتنا عبور نکنید، تا ایرادات کار خود را بیابید ، ایده خود را کامل کنید ، جذابیت برای محصول خود ایجاد کنید و از این راه وارد قلب مشتریان خود شوید.<br />پس اگر لازم شد تمام وقت و انرژی خود را صرف یافتن دلیل "نه " گفتن مخاطبان خود نمایید .<br /><br />جایی که " نه "&amp;nbsp; گفتن شما را متمرکزتر می کند.<br />یکی از مهم ترین مهارت هایی که یک کارآفرین می تواند در خود توسعه دهد این است که یاد بگیرد در چه مواقعی "نه " بگوید . گفتن "نه " گاهی به یک خریدار یا حتی گاهی به یک ایده خوب است. از زبان" تیم کوک " مدیراپل بخوانید: "ما هر روز به بسیاری از ایده های خوب نه می گوییم . برای حفظ تمرکز تیم بر روی موضوعات احتیاج به تمام انرژی تیم داریم پس دراین شرایط به ایده های بزرگی در طول روز "نه " می گوییم." یکی از بزرگترین دلایل عدم موفقیت کسب و کارها ایجاد وگسترش بی رویه پروژه های به ظاهر جذاب است، چرا که در تمام روز این امکان را داریم ازایده ای به ایده جذاب تری پرواز کنیم. در این شرایط گفتن " نه " کمک می کند تا اولویت و تمرکز تیم را برای ایجاد بهترین نتیجه حفظ کنیم .<br /><br />&amp;nbsp; " نه "شنیدن هیچ وقت متوقف نمی شود<br />&amp;nbsp;حتی زمانی که کسب و کار روز اول خود را به سازمانی چند صد میلیونی تبدیل کنید و حتی با پیشینه موفق خود، تصمیم میگیرید با فکر تولید محصول جدید به سراغ سرمایه گذاری بروید، باز هم باید پذیرای شنیدن کلمه "نه" باشید. شاید حتی حامیان فعلی شما نیز در این بازی جدید حاضر به همراهی با شما نباشند .&amp;nbsp; واقعیت این است که شما همیشه با این کلمه به چالش کشیده می شوید و مخالفان بدون توجه به سابقه شما همیشه با شما مخالف هستند . مگر در زمانی که شما عزم خود را جزم کنید و با قدرت وارد بازار شوید&amp;nbsp; .<br />کارآفرینان در اغلب اوقات به این دلیل " نه " می شنوند که مردم باور ندارند آنها قادر به تبدیل رویاهایشان به واقعیت هستند. اینکه چگونه مردم به ایده های شما پاسخ دهند، از کنترل شما خارج است&amp;nbsp; اما رفتار شما درزمانی که با رد شدن و "نه "&amp;nbsp; روبرو هستید در اختیار خودتان است . هنگامی که شما&amp;nbsp; و ایده تان را رد می کنند به یاد داشته باشید که "نه " پایان راه نیست، فقط چوب بیشتر برای شعله ور شدن آتش کسب و کار شماست.<br /><br />برگرفته از سخنان تاد پدرسن و تیم کوک<br /><br />&amp;nbsp; ترجمه : غزال نیک روش<br /><br /> ]]></description>
<pubDate>Thu, 02 Jun 2016 20:04:06 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=243</guid>
</item>
<item>
<title>چه سنی برای راه اندازی کسب و کار خودتون مناسبه؟| مدیر.بیز</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=227</link>
<description><![CDATA[ شاید این سوال خیلی از شما باشه؟ وقتش شده کسب و کار خودتون رو راه بندازید؟ شاید شما که جوون‌تر هستید فکر می‌کنید هنوز خیلی زوده و بعضی هم گمان می‌کنید از شما گذشته و دیر شده!این سوال رو میشه اینطور هم پرسید؟چه سنی دیره برای شروع یک کسب و کار؟<br />در جواب این سوال کافیه به دو تا مثال دقت کنیم: مارک زاکربرگ شبکه اجتماعی فیسبوک رو در ۱۹ سالگی راه انداخت در حالی که چارلز فلینت شرکت معظم آی بی ام را در سن ۶۱ سالگی! شگفت زده شدید؟!<br />در حالی که یک بچه دانشگاهی کسب و کار یک میلیار دلاری خودش رو در خوابگاه دانشگاه شروع میکنه ممکنه زندگی یک کارآفرین دیگه خیلی دیرتر شروع بشه. پس نگران نباشید!<br />و چند تا مثال جالب دیگه:<br />ورا وانگ طراح افسانه‌ای لباس، تا ۳۹ سالگی حتی طراحی لباس رو هم شروع نکرده بود!<br />مارتا استوارت طراح دکوراسیون معروف تا ۳۵ سالگی هنوز طراحی دکور رو آغاز نکرده بود!وقتی که ایده جالبی به ذهنتون می‌رسه ممکنه فکر کنید انرژی یا تجربه لازم برای عملی کردن اون رو ندارید. پس به این مثال‌ها توجه کنید:موقعی که رید هافمن کارمند سابق شرکت پی پل شبکه اجتماعی محبوب لینکدین رو راه انداخت ۳۶ سال سن داشت.<br />هنوز قانع نشده‌اید؟<br />سم والتون رو میشناسید؟ فروشگاه‌های زنجیره‌ای وال مارت رو چطور؟ خب سم والتون در ۴۴ سالگی وال مارت رو راه انداخت!<br />اسم جوزف کمپبل رو شاید کمتر شنیده باشید اما شرکت بزرگ سوپ کمپبل در ۵۲ سالگی ایشون متولد شد!<br /><br /><br />جوون ترین عضو این فهرست مایکل دل ۱۸ ساله ست که درس رو رها کرد و شرکت دل رو با هدف تولید کامپیوترهای با قیمت مناسب راه انداخت.<br />کارآفرین و مدیر دوست داشتنی خودم بیل گیتس شرکت مایکروسافت رو در حالی که ۲۰ سال بیشتر نداشت شروع کرد.<br /><br />استیو جابز با همه اخلاقای خاص خودش وقتی شرکت اپل مکینتاش در ۲۱ سالگی شروع کرد شاید فکر نمی‌کرد سیب نیم خورده اپل روزی ارزشمندترین برند جهان باشه<br /><br />پیر امیدیار کارآفرین موفق ایرانی و خالق سایت فروش آنلاین ای بی ، این سایت رو در ۲۸ سالگی راه انداخت.<br /><br />هنری فورد مرد تکرار نشدنی تاریخ صنعت آمریکا شرکت فورد رو در ۴۰ سالگی و توماس ادیسون مخترع فوق‌العاده شرکت جنرال الکتریک رو در سن ۴۵ سالگی و آقای کاوازاکی شوزو شرکتش رو در ۵۹ سالگی شروع کردند ..<br /><br />به مثال‌های بیشتری نیاز دارید؟ همین امروز شروع کنید .. هیچ وقت برای شروع دیر نیست! ]]></description>
<pubDate>Tue, 31 May 2016 22:47:46 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=227</guid>
</item>
<item>
<title>کارآفرینی| مدیر.بیز</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=226</link>
<description><![CDATA[ واژه «کارآفرینی» واژهای است نو، که از کلمه اش نمیتوان به مفهوم واقعی آن دست یافت.این واژه معادل Entrepreneurship در زبان انگلیسی است و ریشه آن از زبان فرانسوی گرفته شده است. به عبارت دیگر هنوزدر فارسی معادل دقیقی برای انتقال «مفهوم» کارآفرینی وجود ندارد و اغلب واژه کارآفرینی شنونده ناآشنا به آن را به اشتباه می اندازد. اما بین استادان دانشگاهها، دانشجویان رشته های اقتصاد، مدیریت و برخی محافل علمی این واژه تا حدودی مصطلح شده است. به طور کلی «کارآفرینی» از ابتدای خلقت بشر و همراه با او در تمام شئون زندگی حضور داشته و مبنای تحولات وپیشرفتهای بشری بوده است. لیکن تعاریف زیاد و متنوعی از آن شده است. با این همه، مفهوم و ماهیت اصلی کارآفرینی هنوزشناخته شده نیست و نمیتوان تعریف استاندارد و جامع و مانعی از آن به دست داد. پاسخ به پرسشهای زیر در شناخت بهترمفهوم کارآفرینی موثر خواهد بود: مفهوم و ایده کارآفرینی، مفهومی جدید و متعلق به عصر حاضر نمیباشد. این مفهوم از قبل از قرون وسطی مطرح بودهکه در طول زمان دچار تحولاتی نیز شده است. به طور خلاصه، کارآفرین سازمان دهنده و فعال کننده یک واحد اقتصادی (یاغیر اقتصادی) و کسب و کار به منظور دستیابی به سود (دستاوردهای) شخصی (یا اجتماعی) است. یک کارآفرین به منظور تحقق ایدهایش عوامل مورد نیاز مانند: زمین، نیروی کار، مواد مصرفی و سرمایه را فراهم آورده و بااستفاده از قدرت تصمیم گیری، مهارتها و استعدادهای فردی اش در طراحی، سازماندهی، راهاندازی و مدیریت واحد جدید، ایده اش را تحقق میسازد و از این راه به کسب درآمد میپردازد. همچنین در این راه یک عدم موفقیت را به دلیل فعالیت درمحیط غیر قابل کنترل و مبهم و باموانع پیش بینی نشده میپذیرد. ازنظر علم اقتصاد، کارآفرین فردی است که با صرف زمان و انرژی لازم، منابع، نیروی کار، مواد اولیه و سایردارائیها را به گونه ای هماهنگ میسازد که ارزش آنها و یا محصولات حاصل از آنها نسبت به حالت اولیه اش افزایش یابد (ایجاد ارزش افزوده کند). همچنین کارآفرین سرمایه دارنیست ولی قادر است از سرمایه های راکد به خوبی استفاده کند. همچنین او مخترع، عالم، متخصص و هنرمند نیست ولی توان بهره برداری مناسب از علم، تخصص و هنر دیگران را دارد. بطور کلی؛ کارآفرینی به فرایند شناسایی فرصتهای جدید، ایجاد کسب و کار و سازمانهای جدید، نوآور و رشد یابنده برای بهره برداری از فرصتهای شناسایی شده اطلاق میشود که در نتیجه آن کالاها و خدمات جدیدی به جامعه عرضه می شود.<br /><br /> ]]></description>
<pubDate>Tue, 31 May 2016 22:43:39 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=226</guid>
</item>
<item>
<title>ویژگی های کار آفرینان| مدیر.بیز</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=225</link>
<description><![CDATA[ خصوصیات بارز کارآفرینان<br /><br />۱. رویا: کارآفرینان برای آینده کسب و کار خود دارای چشم انداز می‌باشند و مهمتر از آن دارای توانایی پیاده‌سازی رویاهای خود هستند.<br /><br />۲. قاطعیت: وقت تلف نمی‌کنند، سریع تصمیم گیری می‌کنند. تردستی آنها عامل کلیدی موفقیت شان است.<br /><br />۳. عملگرا: موقع تصمیم گیری، به سریعترین روش ممکن، تصمیم گیری و اجرا می‌کنند.<br /><br />۴. اراده : نسبت به مشارکت و اجرای کار متعهد هستند. آنها به ندرت جا می‌زنند، حتی زمانی که با موانع غیر قابل عبور مواجه‌اند.<br /><br />۵. فداکاری : آنها خودرا وقف کسب و کار خود کرده‌اند، گاهی بخاطر این توجه، هزینه روابط خود را با دوستان و خانواده را نیز می‌پردازند. آنها خستگی ناپذیرند، ۱۲ساعت در روز و ۷روز هفته، کاری غیر معمولی نیست که کارآفرین در حال تلاش برای بدست آوردن کسب و کار خود در زندگی انجام می‌دهند.<br /><br />۶. از خود گذشتگی : کارآفرینان عاشق آنچه که آنها انجام می‌دهند، هستند. این عشق است که آنها را حفظ می‌کند و ترک کار را برایشان دشوار؛ و این عشق به محصول و خدمات است که آنها را بسیار موفق در ارائه کارشان می‌کند.<br /><br />۷. جزئیات : گفته شده است که شیطان مقیم جزئیات است. هرچند گاهی اینطور نیست، اما کارآفرین خود را در ورای جزئیات قرار می‌دهند.<br /><br />۸. سرنوشت : آنها می‌خواهند مسئول سرنوشت خود باشند تا وابسته به یک کارفرما.<br /><br />۹. پول : پولدار شدن لزوما محرک کارآفرینان نیست؛ میزان درآمد سنگ ترازوی آنان است. کارآفرینان عقیده دارند اگر موفق باشند، پاداش نیز خواهند داشت.<br /><br />۱۰. پخش کردن: کارآفرینان میدانند که کسب و کار خود توسط کدام کارمندان کلیدی به موفقیت خواهد رسید. ]]></description>
<pubDate>Tue, 31 May 2016 22:41:31 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=225</guid>
</item>
</channel>
</rss>