<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
<channel>
<title>اشتراک گذاری لینک تیفا</title>
<atom:link href="https://share.tifaa.com/index.php?page=rss" rel="self" type="application/rss+xml" />
<link>https://share.tifaa.com/</link>
<description>پست های ارسالی توسط mohamad</description>
<language>en-us</language>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2026 10:40:22 +0000</pubDate>
<item>
<title>چرا مشتریان پس از عاشق شدن به برند شما، به آن بیشتر وفادار می شوند؟| مدیر.بیز</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=272</link>
<description><![CDATA[ بسیاری از مردم از یک مارک مخصوص عطر یا ادکلن برای مدت زیادی استفاده می کنند و دوست ندارند آن را تغییر دهند. خیلی وقت ها برای شما هم پیش می آید که مارک همیشگی تان را تغییر می دهید و یا بنا به پیشنهاد دوستان، از برندی دیگر استفاده می کنید. نتیجه از قبل مشخص است. عموما امتحان کردن یک مارک جدید بر روی شما تاثیر بدی می گذارد و اندک تمایلتان را برای امتحان مارک جدید در شما کور می کند. حال اگر این تغییر در خصوص تغییر برند دئودرانت یا خمیر ریش باشد، شاید شما تغییری در رویه چندین و چند ساله تان بدهید ولی اگر این پیشنهاد در خصوص برند کفشتان باشد، شاید هرگز حتی به آن اعتنا نکنید.<br />زمانی که یک مصرف کننده که در رابطه عمیقی با یک برند قرار دارد، پس از استفاده از محصولات آن برند برای مدت طولانی به گونه ای به برند متصل می شود که حتی شاید شخصیت خود را در استفاده از آن برند بداند. به همین علت ممکن است برای خرید های بعدی پول بیشتری را حاضر باشند بپردازند و به طور متداولی از آن استفاده کنند.<br />به طور سنتی ایده بازاریابی بر این روال است که تمایزات و تفاوت های برند خود را با سایر رقبا بیان کرده و سعی کنبد بر روی آن ها تمرکز کنید. که بر اساس آن ها بتوانید مردم را به سمت برندتان بکشانید. اما چیزی که مردم را به سمت شما می کشاند، یافتن نقاط قوت رقبا و سعی بر ایجاد مزیت رقابتی به واسطه آن ها در بین رقبایتان است.<br />تحقیقات جینو نشان می دهد که به عنوان مثال پپسی نباید سعی کند تا مشتریان کوکا کولا را از این برند دور کند، بلکه باید سعی کند تا با خلق ارزش در برند خود، مشتریان کنونی اش را حفظ کند و در راستای جذب مشتریان جدید تلاش نماید. تحقیقات جینو بر روی روابط بین انسانی نشان گر روابطی است که بین هر فرد با کسانی که دوستش دارد یا با آن ها نقطه مشترکی دارد، رابطه عمیق تری شکل می گیرد. در روابط افراد در استفاده از محصولات یک برند نیز چنین حالتی وجود دارد به گونه ای که آن ها می توانند با توجه به ویژگی های محصولاتتان عاشق شما شوند. <br /> ]]></description>
<pubDate>Wed, 08 Jun 2016 16:05:58 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=272</guid>
</item>
<item>
<title>داستان برند: 4 راه رسیدن صحیح به آن| مدیر.بیز</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=271</link>
<description><![CDATA[ بگذارید در ابتدا در خصوص داستان لغات صحبت کنیم. چیزی که در محیط کسب و کار برای بسیاری از افراد پیچیده است.اما داستان گویی به شکلی که در فضای کسب و کار وجود دارد فقط در مورد داستان پری نیست و مباحث پیچیده تری را شامل می شود. در واقع این داستان در خصوص این است که کالا یا خدمات شما چگونه در بازار رقابت جهانی حاضر است. درباره این است که شما چه کسی هستید و چه کاری را برای دیگران انجام می دهید، چه ارزشی برای دیگران خلق کرده اید و چگونه مشکلات آن ها را حل می نمایید و به نیاز آن ها پاسخ می دهید. داستان فوری و فوتی برند به مخاطبین شما راه های ارتباطی با شما را می دهد و هم چنین راه هایی که توسط آن ها افراد به هم متصل می شوند و یا چگونه با برند شما مواجه خواهند شد.به این وسیله محتوای تولید شده توسط شما تنها داستان نیست در واقع بیان می کند که چه چیزی درست است و به نحو بهینه به شما نشان می دهد که برندتان چگونه در ذهن مخاطبین نقش بسته است. حال این که شما می خواهید چگونه&amp;nbsp; داستانتان را تعریف کنید؟ این مطلب را چگونه برای مخاطبینتان بازگو خواهید کرد؟ داستانتان باید ویژگی های زیر را داشته باشد:<br /><br />واقعی بودن:شالوده هر آنچه می سازید باید واقعی باشد. محتوای بازاریابیتان باید برای مردم واقعی و در موقعیت های واقعی برای احساسات و اتفاقات منحصر به فرد باشد. باید تا جایی که می شود بیانگر واقعیت باشد نه آن که واقعیت را تعریف کند.<br /><br />برای مردم بودن:حتی اگر شرکت شما در فضای کسب و کار B2B است، باید به این نکته بیندیشید که محصولاتتان تا چه میزانی می تواند بر روی زندگی افراد تاثیر بگذارد. برای این که بدانید وقتی دارید به مردم فکر می کنید، از این قانون باید پیروی کنید:به حد کافی مجزا باشید تا بتوان شما را تشخیص داد و به حد کافی جهانی باشید که همه به شما ربط داشته باشند.<br /><br />اصیل بودن:داستان شما باید یک ایده نو را پرورش دهد مثلا این که چه چیزی در مورد شما ممکن است جذابیت ایجاد کند؟ یا چرا شما مهم هستید؟<br /><br />بر حسب نیاز مشتری بودن:با مطالعه داستان برند های مختلف ممکن است به این نتیجه دست یابید که آن ها محصولشان را بد تولید کردند و یا برای مخاطبینشان خسته کننده شده اند. بنا به نظر یک نویسنده معلم به نام دان ماری، مخاطب کتاب را ورق نمی زند نه برای اینکه که می خواهد تحسینتان کند بلکه به دنبال جذابیت می گردد. در بازاریابی دنیای کنونی باید از هر ابزاری که دارید برای سرگرم کردن مشتری و جلب توجه او استفاده نمایید.<br /> ]]></description>
<pubDate>Wed, 08 Jun 2016 16:03:16 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=271</guid>
</item>
<item>
<title>تفاوت بازاریابی و برندینگ| مدیر.بیز</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=270</link>
<description><![CDATA[ یک محدوده نظرات کاملا متفاوت در این رابطه وجود دارد که بنا به نظر برخی بزرگان، بازاریابی فرآیند معرفی کالا یا خدمت است. این فرآیند یک فرآیند اجبار به حساب می آید. در این رفرآیند پیغام خاصی به گروه خاصی از مخاطبین اطلاع داده می شود که هدف آن خرید محصول توسط آنان است. به نوعی تداعی گر این جمله است : محصول ما را بخرید چرا که از سایر محصولات بهتر است و یا چون با حال تر است و یا چون افراد مشهور آن را می خرند. این یک بازنگری ساده است اما جمع بندی کلی نیست. این مهم با مفهوم برندینگ تفاوت اساسی دارد. برندینگ باید مشتمل بر هنر متقاعد کردن باشد و در زیر پوست هر تلاش بازاریابی نهفته است. برندینگ اجبار نیست بلکه اختیار است. برندینگ فرآیند تکیه بر حقایق اساسی یا ارزش های یک سازمان، کالا و یا خدمت است. این ارتباطی بین ویژگی های سازمان، ارزش ها و عملکرد است که مشخص می کند برند خاص چیست و چه چیز هایی دارد.برند مردم را تشویق می کند که محصولی را بخرند و به طور مستقیم هر آن چه را که فرآیند بازاریابی و فروش در تکمیلش نقش داشته اند، حمایت می کند اما به هیچ وجه فریاد نمی زند که من را بخر. به جایش می گوید این چیزی است که من هستم. دلیل این است که من وجود دارم. اگر موافقی، اگر من را دوست داری، می توانی من را بخری، از من حمایت کنی، و من را به دوستانت معرفی کنی.<br /><br />برندینگ فرآیندی استراتژیک است اما بازاریابی تکنیکی است.<br />بازاریابی ممکن است به یک برند مربوط باشد اما برند به طور خاص بزرگ تر از هر تلاش بازاریابی است. برند چیزی است که بعد از بازاریابی می ماند. این چیزی است که در ذهن می ماند.برند مشخص می کند که وفاداری مشتریانش به کجا منجر خواهد شد و آیا اصلا مشتریان وفادار هستند یا نه. بازاریابی ممکن است شما را متقاعد کند که محصولی خاص را خریداری کنید اما آن چه در ذهن شما نقش خواهد بست و شما را به سمت خرید مجدد سوق می دهد، برندینگ است. به عبارت ساده تر برند شناسه خود است و بیانگر تمامی ویژگی هایی است که از یک محصول خاص توقع دارید. ]]></description>
<pubDate>Wed, 08 Jun 2016 16:00:43 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=270</guid>
</item>
<item>
<title>۱۰ گام برای ایجاد و نگهداری یک برند موثر| مدیر.بیز</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=269</link>
<description><![CDATA[ به گزارش دپارتمان بازاریابی مبنامدیران و به نقل از شرکت مشاوره برند Ransonُ، برای ایجاد و نگهداری یک برند موفق می بایست گام های را برداشت ، گام های موثر باعث می شوند تا نام برند در اذهان به خوبی ماندگار شود ، گاهی برندسازی کوچک و بی ارزش شمرده می شود اما تمام کارشناسان و مدیران بازاریابی بر این موضوع اعتقاد راسخ دارند که برند همان چیزی که که در ذهن ها ماندگار می شود&amp;nbsp; شاید این روزها خیلی ها ، خیلی چیز ها درباره برند بگویند ، مطلب بنویسند تحقیق کنند اما واقعیت چیست ؟ از این رو گام های موثر در برندینگ عبارت است از :<br /><br />مدیر اجرایی بایستی مسیر را رهبری کند<br />تصمیم گیری اولیه و تصمیمات بایستی در هیئت مدیره آغاز گردد. مدیر ارشد اجرایی باید در تمامی استراتژیهای برندینگ دخیل باشد و با همه وجود خود به فرایند برندینگ اهتمام ورزد. برای موفقیت مدیر در این راستا، تیم مدیریت برندی قوی باید به وی مشاوره دهد.<br /><br />مدل خود را بسازید و به کار گیرید<br />باید یدانید هر مدلی جوابگوی شما نیست. هر شرکتی&amp;nbsp; نیازهای خاص خود را داشته و دارای ارزشهای تجاری (business value) متفاوتی هستند. بنابراین بهترین و جامعترین مدلهای برندینگ باید متناسب با نیازهای سازمان شما تطبیق داده شوند. ممکن است که شما با اندکی تغییر در این مدلهای رایج به مدل مناسب برای سازمان خود برسید، پس جای ترس نیست. به یاد داشته باشید که برندینگ به مثابه صورت و نمایه استراتژی کسب و کار (business strategy) می باشد، لذا باید بدانیم که به این دو مقوله باید به یک اندازه اهمیت دهیم.<br /><br />درگیر کردن تمامی ذی نفعان حتی مشتریان در فرایند برندینگ<br />چه کسی بیشتر از مشتریان و کارمندان، شرکت شما را بهتر می شناسند؟ همین واقعیت آشکار غالبا مورد توجه قرار نگرفته و از این منابع غنی اطلاعاتی برای استراتژی برند استفاده نمی شود. یک قانون نانوشته می گوید 5 درصد از بودجه بازاریابی را صرف تحقیق&amp;nbsp; نموده تا به تصویری مناسب از کسب و کار خود دست یازیم (مثلا تصویر فعلی برند نزد مشتریان و سایر ذی نفعان، و نیز مقایسه ارزش برند خود در برابر سایرین). به طور خلاصه از نظر مشتریان در فرایند برندینگ غافل نباشید.<br /><br />ویژن شرکت را گسترش دهید<br />استراتژی برندینگ بنگاه کانالی مناسب برای پیشبرد ویژن شرکت در سازمان است. چرا که به مدیر این امکان را می دهد که همه افراد را حول اهداف بنگاه در گیر نموده و ارزش ها و مسیر آینده را به آنها آموزش داده و هماهنگ کند. به طور خلاصه باعث سوق دادن همه و همه در یک جهت می شود. 50 درصد موفقیت استراتژی برندینگ در گروی این مرحله است.<br /><br />از تکنولوژی نوین بهره گیرید<br />تکنولوژی مدرن باید بخشی از استراتژی برندینگ باشد. تکنولوژی باعث افزایش کارایی و نیز جنبه رقابتی بنگاه می شود. داشتن یک وبسایت "باید" برای شرکت به حساب می آید، فارغ از اندازه سازمان. می توان گفت که اگر یک شرکت در فضای اینترنت وجود نداشته باشد، اصلا وجود خارجی ندارد. هر چه وبسایت حرفه ای تر باشد، نمود بهتری نزد مشتریان مدرن امروزی داشته و ارزش بنگاه نزد آنان به مراتب بالاتر خواهد رفت. همچنین امروزه با گسترش رسانه های اجتماعی، اگر شرکتی در این عرصه حضور نداشته باشد به مثابه لال بودن آن است، گرچه حضور فیزیکی دارد<br /><br />به افراد قدرت و اختیار دهید تا سفیران برند شما شوند<br />مهمترین دارایی یک شرکت افراد آن هستند. آن ها همه روزه با همکاران، مشتریان، تامین کنندگان، رقبا و متخصصان صنعت تعامل دارند. اما آنها علاوه بر این افراد در ارتباط با افراد دیگری نیز هستند که کاملا از شرکت جدایند، به طور مثال: اعضای خانواده، دوستان، همکاران سابق و غیره. بنابراین افراد سازمان را می توان مهمترین سفیران برند در نظر گرفت، از آنجا که تبلیغات دهان به دهان بسیار حائز اهمیت بوده و نقش به سزایی در تصویر برند شرکت نزد جامعه دارد. کارامدترین راهکار برای این امر (تبدیل کارمندان به سفیران ربند) آموزش همه آنها در زمینه استراتژی برند شرکت (ویژن، ارزش های شرکت و شخصیت سازمان) ، اطمینان حاصل نمودن از آگاهی همه آنها از این که سازمان در نظر دارد چگونه نزد مشتریان و سایر ذینفعان به نظر رسد. مهمتر از این، همگی باید به این موارد باور داشته باشند. به طور مثال نایک به این شهره است که تمامی کارمندان خود را اختیار دو آموزش داده و توانسته از تک تک آنها سفیران موفقی برای برند خود پرورش دهد.<br /><br />ارائه محصولات و خدمات مناسب<br />برند شرکت به مثابه صورت و نمای استراتژی کسب و کار بوده و گویای این است که ذینفعان میتوانند چه انتظاری از شرکت داشته باشند. لذا هنگام ارائه محصولات و خدمات ، قبل از تدوین استراتژی برندینگ، بایستی عملکرد محصول به دقت مورد بررسی قرار گیرد. کافی است به اهمیت یک مشتری که در طول عمر خود از خدمات شما استفاده می کند توجه نمایید.<br /><br />&amp;nbsp; ارتباط ایجاد کنید<br />شما باید برند شرکت را از طریق یک سری فعالیتهای بازاریابی که به خوبی برنامه ریزی و اجرا می شوند، زنده کنید. همچنین باید مطمئن شوید پیامهایی که منتقل می کنید، سازگار با هم، واضح و مربوط به مخاطب هدف شما باشند. این پیام ها باید مختصر و تاثیرگذار و به سرعت قابل درک باشند.<br /><br />عملکرد برند را بسنجید<br />شما به عنوان مدیر اجرایی (CEO) باید از خود بپرسید برند چقدر به شرکت شما ارزش اضافه کرده و تا چه حد در حفظ شما در رقابت تاثیرگذار بوده است<br /><br />دائما سیاستهای خود را بر حسب شرایط جدید به روز نمایید<br />دورنمای کسب و کار تقریبا هر روز در هر صنعتی تغییر می کند. ینابراین لازم به نظر می رسد شرکت به طور منظم استراتژی برندینگ را مورد بازبینی قرار داده و در صورت نیاز مجددا تنظیم نماید. برند بایستی در گذر زمان، مناسب و مربوط، متمایز و هماهنگ باشد. این تغییرات لازم نیست حتما بزرگ باشند، حتی می توان رفتارهای بین کارمندان و نیز مشتریان را شامل شود. در&amp;nbsp; قسمتهای پایه ای و اصلی استراتژی برندینگ نظیر ویژن، هویت، ضخصیت و ارزشها نیاز به تغییر مداوم ندارند. نکته مهم این است که مدیر نباید از خودراضی بوده و خود را بی نیاز از تغییرات احساس کند، بلکه قویترین برندها آنهایی هستند که صاحبان و مدیران آن دائما در فکر بالابردن استانداردهای خود بوده و قانع نمی شوند. ]]></description>
<pubDate>Wed, 08 Jun 2016 15:57:22 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=269</guid>
</item>
<item>
<title>کمپین برندینگ چیست؟| مدیر.بیز</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=268</link>
<description><![CDATA[ «برندینگ» یا «برندآفرینی» یعنی فرآیند فتح ذهن و قلب مخاطبان. امروزه هدف همه افراد، سازمان‌ها، ملت‌ها و... برندینگ (تسخیر ذهن و قلب مشتریان) است. برای رسیدن به این هدف باید یک برنامه جامع و همه جانبه (کمپین) داشت. این همان تعریف ساده «کمپین برندآفرینی» است:«برنامه‌ای جامع و همه جانبه برای فتح ذهن و قلب مخاطبان.» البته بسیاری از صاحبان صنایع، مدیران و سازمان‌ها بیشتر تمایل دارند که «جیب» مخاطبان را فتح کنند! حقیقت این است که برای فتح جیب و کیف مخاطبان هم نخست نیاز به فتح ذهن و قلب آنهاست. کمپین برندآفرینی هفت ویژگی کلیدی‌ قاعده(HIPCEPT) دارد و گروه یا تیمی که این برنامه را تدوین می‌کند،باید همه این ویژگی‌ها‌ را در طراحی و تدوین کمپین خود لحاظ کند:<br /><br />همه جانبه، جامع و ۳۶۰درجه باشد (Holistic)<br />یک کمپین ۳۶۰درجه، برنامه‌ای است که از منظر محتوای پیام، حامل همه جنبه‌های برند یعنی استراتژیک‌ (Strategic)، مفهومی‌(Conceptual)، تصویری‌(Visual)&amp;nbsp; و کلامی(Verbal) باشد. در عین حال و از منظر ابزاری نیز، هم ابزارهای بالای خطی(ATL) و هم زیرخطی(BTL) را پوشش دهد. همین‌جا بهتر است اشاره کنم که بر خلاف برخی تصورات، ابزارهای روی خطی‌(TTL)، از منظر ابزاری قابل بررسی نیست؛ زیرا ذاتاً ابزار محسوب نمی‌شوند و استراتژی‌های یکپارچه‌سازی بین‌ ATLو ‌BTL&amp;nbsp; را شامل می‌شوند. یک کمپین جامع، همچنین باید همه زمان‌های حال، آینده و گذشته برند را در نظر بگیرد.<br />‌اگر کمپین ویژگی ۳۶۰درجه بودن را نداشته باشد، ممکن است از یک جهت مورد تهاجم یک کمپین دیگر (برند رقیب) قرار بگیرد. از طرفی تنها بخشی از یک مسأله اصلی برند را حل می‌کند. مثلاً یک کمپین رسانه‌ای در واقع بخشی جزیی از این کمپین ۳۶۰درجه است که مربوط به نوع، زمان، هزینه و نحوه تخصیص بودجه به ابزارها و رسانه‌ها در قالب ارتباطات یکپارچه بازاریابی و برند ‌(IMBC)است.<br />&amp;nbsp;<br /><br />یکپارچه باشد(Integrated)<br />برند نیز مانند ارکستر، یک رهبر واحد می‌خواهد که صدای واحدی از آن شنیده شود وگرنه هرکس ساز خودش را می‌زند و صداهای ناهنجار تولید شده موجب دفع مخاطب و ایجاد تصویر ذهنی نامناسب از برند و در نتیجه بیماری چند شخصیتی برند(Brand Schizophrenia) می‌شود. این بیماری از آنجا ناشی می‌شود که مدیر فروش برای خودش می‌فروشد، مدیر تبلیغات برای خودش تبلیغ می‌کند، مدیر روابط عمومی برای خودش روابط عمومی انجام می‌دهد و... در بهترین حالت‌ (که امروز در ایران رایج شده است) هر کدام برای خود یک کمپین مجزا تدوین می‌کند! هر کدام از اینها یک شخصیت مجزا از آن برند می‌سازد و به افراد و مخاطبان ارائه می‌دهد. بنابراین مخاطبان شخصیت‌های متفاوتی از برند می‌بینند و فکر می‌کنند که برند چند شخصیتی است. این بیماری بسیار خطرناک است و درمانش به مراتب دشوارتر از پیشگیری از آن است.<br />یکپارچگی یک کمپین موجب خلق یک هویت واحد می‌شود. حتی اگر این هویت مطلوب مخاطبان نباشد، کافی است یک تصویر ذهنی از ذهن آنان پاک شود نه چندین و چند تصویر ذهنی خوب و بد مغشوش.<br />ویژگی مهم دیگر یکپارچگی، ایجاد هم‌افزایی (سینرژی) است. یعنی همان چیزی از که از ترکیب یک المان با المانی دیگر، بیش از دو المان خلق می‌کند. این ویژگی یکی از مهم‌ترین نتایج یکپارچه بودن، کمپین است که تنها در قالب یک کار تیمی حرفه‌ای و اثربخش امکان‌پذیر است. در این حال، نه تنها فروش و تبلیغات همدیگر را خنثی نمی‌کنند بلکه موجب تقویت یکدیگر نیز می‌شوند. در واقع به دلیل ایجاد اثربخشی بیشتر و کاهش هزینه‌ها، به نوعی کمپین، مهندسی ارزش می‌شود.<br />&amp;nbsp;<br /><br />کاربردی و به‌روز باشد(Practical)<br />یکی از بزرگ‌ترین مشکلات کشورهای در حال توسعه (مانند ایران) این است که حاشیه‌ها و ظواهر هر چیز اعم از مفهوم،‌ دانش، تکنولوژی و... بیشتر و پیشتر از اصل آن رشد می‌کند.<br />این امر علاوه بر ایجاد گمراهی و سردرگمی در دریافت معانی واقعی واژه‌ها و مفاهیم برای بسیاری از افراد، برای خیلی از افراد به اصطلاح «سودجو» نیز، فرصت و ابزاری برای اعلام موجودیت و ادعای «به‌روز بودن» فراهم می‌کند.<br />بازی با کلمات و تغییر در مفاهیم آنها یکی از دستاوردهای این نوع نگرش است که در حوزه‌های مختلف به چشم می‌خورد ولی در حوزه بازاریابی و ارتباطات بازاریابی، واژه‌هایی مثل «برند»، «برندینگ»، «مهندسی فروش»، «مهندسی همه چیز!» و…را به وفور شنیده‌ایم که در شرایط نامناسب به کار گرفته شده‌اند. به تازگی هم واژه «کمپین» به جمع این واژه‌ها پیوسته است. چه بسیار افرادی که عنوان روی بیزنس کارت خود که تا دیروز «مشاور تبلیغات» بوده را به «مشاور برند» یا «طراح کمپین» تغییر داده و آتش بیار معرکه نابسامان برندینگ در ایران شده‌اند.<br />منظور از مطرح کردن مباحث فوق چیست؟ پاسخ اینکه اگر کاربردی و به‌روز بودن کمپین، یک ویژگی کلیدی برای آن محسوب می‌شود، هر کسی نمی‌تواند با به یدک کشیدن عنوان‌های جعلی، این دو صفت را برای کمپین ایجاد کند. اما چه بسیارند کمپین‌هایی که کپی کمپین‌های خارجی هستند یا مدل‌های قدیمی و آکادمیک برند یا بازاریابی را ترجمه کرده‌اند و البته همگی از درجه اعتبار ساقط هستند و مانع «کاربردی» و «به‌روز» بودن کمپین می‌شوند، زیرا مدل‌های ترجمه شده قدیمی و آکادمیک برند یا بازاریابی گرچه اکثراً متعلق به بزرگان این حوزه هستند ولی به دلیل رویکرد آکادمیک صرف و آن هم با رویکرد بازارهای رقابتی اروپا و آمریکا عمدتاً به طور خالص و کامل و بدون بومی‌سازی امکان بهره‌برداری برای برندهای ایرانی را ندارند.<br />&amp;nbsp;<br /><br />متناسب با شرایط محیطی باشد(Context Oriented)<br />در ابتدا بهتر است مفهوم محیط(Context) را در ذهن خود یکی کنیم. شرایط محیطی(Context) به معنای در نظر گرفتن کلیه بخش‌های محیط M3است که عبارتند از: خرد‌(Micro)، نیمه‌خرد یا نیمه‌کلان که من آن را بازار می‌نامم (Market)‌و کلان(Macro) به علاوه بعد چهارم یعنی زمان.<br />به عنوان مثال کمپین‌های خارجی کپی‌شده، برای شرایط محیطی (۳M +&amp;nbsp; زمان) خود تعریف شده‌اند و اطلاعات جامع و کاملی در خصوص بازخورد آنها وجود ندارد. اگر هم داشته باشد و به فرض، موفق و اثربخش هم باشند، برای مخاطبان آن کشور یا منطقه و در زمان اجرای خود صدق می‌کند نه در زمان فعلی و شرایط محیطی کشور ما.<br />یکی از مهم‌ترین عوامل برای تدوین یک کمپین، سن برند است. اگر یک کودک سهساله بیمار شود، یک فرد ۳۵ساله و یا یک فرد ۶۵ساله، حتی اگر هر سه یک نوع بیماری داشته باشند، تجویز نوع داروی آنها متفاوت است، دُز داروی آنها متفاوت است، شرایط و دوران نقاهت متفاوت هم دارند.<br />به همین دلیل کمپین اجرا شده سال گذشته یک برند ولو در ایران، هرچند هم موفق و اثربخش بوده باشد، برای امسال یا برای خارج از کشور یا برای صنعت دیگری پاسخگو نیست. برای پیشرفت و ارتقاء لازم است که کمپین به‌روز بشود و با توجه به شرایط تغییر کند.<br />در واقع یک کمپین تدوین‌شده در یک زمان خاص، در زمان دیگری قابل اجرا نیست. ممکن است کمپینی که امروز تدوین می‌شود، برای سال آینده دیر باشد. در همین راستا کمپین سال گذشته هم برای امسال قابل استفاده نیست حتی اگر در زمان خود اثربخش بوده است.<br />&amp;nbsp;<br /><br />تن‌دوخت و اختصاصاً برای یک برند باشد(Exclusive)‌<br />باز باید تأکید کنم که نمی‌توان هر کمپین موفقی را کپی و استفاده کرد؛ حتی کمپین اختصاصی یک برند. الزاماً در زمان دیگری حتی برای همان برند هم مناسب و تن‌دوخت نخواهد بود. لزومی ندارد لباس چند سال پیش شما، امسال هم اندازه شما باشد. برند ممکن است چاق‌تر، لاغرتر، بلندتر، کوتاه‌تر و…شده باشد. در ساده‌ترین حالت اگر فرض کنیم که برند هیچ تغییری نکرده، باز هم کمپین گذشته و حتی اختصاصی یک برند مناسب نیست زیرا مخاطب، تغییر کرده است. مخاطب یک بار با این نقشه مورد حمله (ذهنی) قرار گرفته و حالا دیگر حتی اگر کمپین تن‌دوخت برند باشد، مؤثر برای ورود به ذهن و قلب همان مخاطبان نیست. مخاطب در این حالت نسبت به پیام‌های دریافتی از برند در قالب کمپین به اصطلاح «واکسینه» شده است.<br />یونیک و اختصاصی بودن کمپین، ممکن است متودولوژی کار را تغییر ندهد اما همه خروجی‌های آن را ‌‌چنان تحت تأثیر خود قرار می‌دهد که ارائه کمپین را به برند دیگر تقریباً غیرممکن می‌کند.<br />«تن‌دوخت» بودن عبارت خوبی است برای آنکه آن را با مثال خیاطی برای یک فرد خاص تفسیر کنیم. در نظر بگیرید یک مرد به خیاط سفارش دوخت یک کت و شلوار مشکی می‌دهد و در میانه راه، در حالی که برش پارچه او انجام شده پشیمان می‌شود. آیا خیاط می‌تواند آن را به یک خانم که لباس شب قرمز سفارش داده، ارائه دهد؟! حتی به یک مرد دیگر که کت و شلوار مشکی هم می‌خواهد، الزاماً نمی‌توان ارائه کرد. زیرا ممکن است قد و وزن و…متفاوت داشته باشد. اما حقیقت اینجاست که خیاطی، یک حرفه است که قواعد و متودولوژی خود را دارد.<br />خلاصه اینکه یک کمپین برندینگ تدوین شده برای یک برند، دیگر برای «برندها»، «صنعت‌ها»، «زمان‌ها» و «مکان‌ها»ی دیگر قابل استفاده نیست!<br /><br />تخصصی، علمی و حرفه‌ای باشد(Professional)<br />این ویژگی مربوط به همان ترکیب «علم» و «عمل» است که از دیرباز نماد موفقیت در هر امر بوده و البته از دیرباز نیز به کارگیری توأمان آن همواره دشوار بوده است و عموماً افراد را‌ در نهایت به یک سو متمایل کرده است. چه بسیار «علم‌گرایان» که به عنوان استاد و متخصص در یک رشته مانند بازاریابی، مدیریت و…در مراکز علمی سال‌های سال تدریس می‌کنند‌ اما فقط تدریس می‌کنند!‌ و چه بسا «عمل‌گرایان» که به عنوان مجری در یک رشته مانند بازاریابی سال‌های سال کار می‌کنند، اما فقط کار می‌کنند! حرفه‌ای بودن، ماندن در میانه این دو و به کارگیری به‌جا و متناسب این دو در کنار هم است که البته در هر کسی نمی‌توان یافت. اما اگر قرار است یک کمپین کامل و جامع داشته باشیم باید بدانیم که ویژگی کلیدی ششم آن رویکرد حرفه‌ای به کار است.<br />&amp;nbsp;<br /><br />در قالب یک تیم تخصصی و حرفه‌ای تدوین شود‌(Team Based)<br />‌تدوین کمپین به هیچ عنوان کار یک نفر نیست، همانطور که یک نفر نمی‌تواند مدعی باشد که می‌تواند به تنهایی یک فیلم سینمایی حرفه‌ای بسازد، تدوین یک کمپین حرفه‌ای هم هرگز نمی‌تواند توسط یک فرد (ولو حرفه‌ای و متخصص) تدوین شود.<br />بگذارید با همان مثال تولید یک فیلم سینمایی پیش برویم: یک فیلم سینمایی بازیگر دارد، عوامل پشت صحنه دارد و عوامل جلوی صحنه دارد، فیلمبردار، تهیه‌کننده، منشی صحنه و…و البته یک کارگردان که مسئولیت رهبری و هدایت تیم را به عهده دارد.<br />پس این تیم همانگونه که از معنای واژه «تیم» بر‌می‌آید، تک تخصصی هم نیست. یعنی یک تیم ۵۰نفره نباید ۵۰تا بازیگر باشد یا ۵۰تا فیلم‌بردار و…داشته باشد. هدف، بهره‌گیری از تعداد زیاد افراد برای تدوین کمپین نیست بلکه بهره‌گیری صحیح از تخصص‌های مختلف در جاهای متناسب است.<br />البته این تیم باید حرفه‌ای باشد. بهتر است ساخت فیلم تبلیغاتی خود را به دست کارگردانی و تیمی بسپاریم که چندین فیلم در رزومه خود دارد تا از سعی و خطاهای بیهوده که بودجه و زمان ما را به هدر می‌برد، در امان باشید.<br />و فراموش نکنیم که ویژگی‌هایی چون هدفدار بودن، زماندار بودن و…از ویژگی‌های بدیهی یک کمپین و اصولاً هر نوع برنامه‌ای است که در اینجا از اشاره به آنها پرهیز شده است. ]]></description>
<pubDate>Wed, 08 Jun 2016 15:54:29 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=268</guid>
</item>
<item>
<title>از یک برند تجاری عبور کنید و به یک نماد و سرمایه ملی مبدل گردید| مدیر.بیز</title>
<link>https://share.tifaa.com/index.php?page=267</link>
<description><![CDATA[ &amp;nbsp;آیا به دنبال این هستید که نام شما بر سر زبان ها باشد؟آیا مطرح شدن اسم شرکت شما و خدماتی که عرضه می کنید بریتان مهم است؟آیا تا به حال به این که نام شرکت شما در سطح جهانی مطرح شود اندیشیده اید؟آیا مسیر حرکت در راستای برند شدن برایتان گنگ است؟<br />گذشتن از یک نام ساده و تبدیل شدن به اسمی که بر سر زبان ها باشد و بتواند یدک کش نام برند باشد، مستلزم طراحی صحیح و ایجاد تغییراتی در ساختار و عملکرد شرکت است که بتوان به وسیله آن و با احتمام به ارزش های شرکت نام آن را بر سر زبان ها افکند.خواندن این مقاله شما و شرکت شما را به این سمت سوق می دهد که در بازار از نام تجاری خود یک برند بسازید و حتی بتوانید در بازار جهانی هم برای خود جایی باز کنید.<br /><br />مدیریت برند<br /><br />«تعالی و مدیریت برند» : برند بخش مهمی از یک فرایند نظام مند بازاریابی یکپارچه است. برند می تواند با افزایش تمرکز و آگاهی مصرف کننده نسبت به یک محصول یا خدمت موجب رشد سهم بازار شود و با ایجاد و احساس تعلق و نزدیکی در مصرف کنندگان زمینه ساز تکرار خرید آن ها گردد. اگرچه برند می تواند تمامی این نقش ها را ایفا کند اما استراتژی نام تجاری فراتر و گسترده تر از صرف بحث بازاریابی است و اگر منطبق با استراتژی کلی سازمان نیز نباشد احتمال شکست آن بسیار زیاد است. مدیریت برند شامل سه حوزه اصلی می باشد که عبارتند از:<br /><br />ساخت برند(نام و نشان تجاری)<br /><br />«ساخت برند» : نام های تجاری مختلف در دوران حیات خود با چالش های متفاوتی رو به رو می شوند. زمانی که یک برند جدید به بازار وارد می شود به اتخاذ رویکردهای کاملاً متفاوتی از برندهای جا افتاده و کهنه کار در بازار نیاز دارد. تمامی این برندها که در مرحله معرفی خود به بازار قرار دارند از یک ویژگی مشترک برخوردارند و آن قرار گرفتن همه آنها در معرض شکست است. البته صاحبان این برندها هیچ کدام به شکست نمی اندیشند و تجربه خود را متمایز از دیگران می دانند، اما بیشتر تحقیقات نشان دهنده این نکته است که نرخ شکست برای برندهای جدید بیش از 50% است. از این رو توجه به یک رویکرد مناسب برای ساخت برند از اهمیت به سزایی برخوردار است. &amp;nbsp;<br /><br />&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; توسعه برند (نام تجاری)<br /><br />«توسعه برند» : بعد از آن که یک برند توانست جایگاهی مناسب در بازار پیدا کند، نباید به حال خود رها شود و باید ویژگی ها، ارزش ها و تفاوت هایش با توجه به شرایط بازار تعیین شود، ورود برندها به بازارهای جدید، تقویت برند در بازارهای فعلی، ارائه محصولات و خدمات جدید زیر چتر برند و بسیاری از استراتژی های دیگر همه از اقداماتی است که در مراحل رشد و بلوغ یک برند و برای حفظ سوددهی و اثربخش بودن آن باید مورد توجه قرار گیرد.<br /><br />ممیزی برند (نام و نشان تجاری)<br /><br />«ممیزی برند»:امروزه رشد سریع تکنولوژی، روش های نوین در فرایند تولید عملیات، افزایش روزافزون رقابت در بازارها، استفاده از انرژی های نو و بحث مسئولیت اجتماعی و زیست محیطی باعث شده است که رفتار مصرف کنندگان و تصمیم گیری خرید بیش از پیش پیچیده شود و عوامل موثر بر تبیین جایگاه برند در ذهن مشتریان به سرعت تغییر پیدا کند. بنابراین ممیزی و مانیتورینگ برند در بازار از مهمترین وظایف یک سازمان می باشد تا بتواند جایگاه برند را در ذهن مشتریان هرچه بیشتر تثبیت کند و توانایی واکنش در مقابل تغییرات فضای کسب و کار را داشته باشد.<br /><br />ساختار&amp;nbsp; برند (نام و نشان تجاری)<br /><br />«ساختار برند»: هرنام تجاری دارای دو بُعد (ساختار) است که عبارتند از :<br />الف: بُعد مشهود: منظور از ساختار مشهود برند ویژگی های فیزیکی و قابل مشاهده برند می باشد که عبارتند از: لوگو تایپ، شیوه طراحی، شیوه نگارش،&amp;nbsp; رنگ، علامت، زبان و...<br />ب: بُعد نامشهود: مهمترین عامل نامشهود هر نام تجاری هویت آن است. هویت نام تجاری مجموعه منحصر به فردی از تعلقات و تداعی های برند است که مدیران سازمان تمایل به ایجاد و نگهداری آنها دارند. هویت نام تجاری به عنوان پایه و اساس فرآیند ساخت نام تجاری می باشد<br />اغلب هنگامیکه درباره ایجاد یک نام تجاری جدید بحث می شود، تنها به بخش نخست هر نام تجاری که مشهود است توجه می شود، اما موضوع اصلی و حیاتی که در ایجاد یک نام تجاری وجود دارد و نباید از کنار آن به راحتی گذشتموضوع تعریف هویت و اجزای آن می باشد.<br />ابعاد هویت یک نام تجاری مطابق شکل(1) عبارتند از پیکر، شخصیت، فرهنگ، رابطه، خود انگاره و بازتابش<br /><br />خدمات پارک بازاریابی ایران در حوزه برند :&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;<br /><br />برند سازی , برندینگ<br />برند جدید - تدوین استراتژی برای برند محصولات جدید<br />&amp;nbsp;<br />&amp;nbsp;جایگاه یابی برند - بررسی و تحقیق پیرامون وضعیت موجود برند <br />&amp;nbsp; برند استراتژی - تدوین استراتژی برای برند جدید/جاری <br />&amp;nbsp; اجزاء برند - تعیین و تعریف اجزاء برند <br />&amp;nbsp; برند پرتفلیو - برنامه ریزی پرتفولیوی برند <br />&amp;nbsp; برندینگ - مدیریت برند<br />&amp;nbsp;ارزشیابی برند<br />&amp;nbsp;برند سازی - ایجاد برند جدید<br />&amp;nbsp;تقویت برند&amp;nbsp; و توسعه برند<br />&amp;nbsp; احیاء برند ]]></description>
<pubDate>Wed, 08 Jun 2016 15:52:03 +0000</pubDate>
<guid>https://share.tifaa.com/index.php?page=267</guid>
</item>
</channel>
</rss>